تبليغاتX
همدم
وقتی اونا اومدن تو   من زدم زیر خنده                                 When they came in,I burst into laughter 

شنبه ششم مرداد 1386 ساعت 12:37| نویسنده : مهدی نجفی |
نمی دونم چرا امروز اقا معلم خوب  شده (منظور خوش اخلاق شدن است) 

  I don't khnow why the teacher is in good mood today.

نمی دونم چرا امروز اقا معلم بد شده   

   I don't khnow why the teacher is in bad mood today.  

نمی دونم که چرا اقا معلم امروز سگ شده

   I don't khnow why the teacher is in terrible mood today.

 

چهارشنبه بیستم تیر 1386 ساعت 17:25| نویسنده : مهدی نجفی |
میخواهم درباره یک لغت که زیاد کاربرد دارد کمی صحبت کنم. در زبان فارسی خیلی پیش می آ ید که ما می گوییم "ای یایا کتابم رفت"  "وای کتابم رو برد" "اه چه ادم گیجی ‌کتابم رو اشتباهی برد"

در این موارد منظور ما دزدی نیست بلکه کاری است که به اشتباه انجام شده است که در این موارد از لغت Walk off استفاده می کنیم مانند:

My friend walked off my book in the class

چهارشنبه سی ام خرداد 1386 ساعت 11:41| نویسنده : مهدی نجفی |

تفاوت هاي اصلي زنان و مردان !!!
آينده

يـك زن تــا زمانيكه ازدواج نكرده نگران آينده است. يك مرد تا زمانيـكـه ازدواج نـــكرده هــــرگز نگران آينده نخواهد بود
.
موفقيت 
يــك مرد موفق كسي است كه بيشتر از آنچه هـمــسرش خرج ميكند درآمد داشته باشد. يك زن موفق كسي است كه بتواند چنين مردي را پيدا كند
.
ازدواج 
يك زن به اميد اينكه شوهرش تغيير كند با او ازدواج ميكند،ولي تغيير نميكند. يك مــرد به اين اميد با همسرش ازدواجميكند كه تغيير نكند، ولي تغيير ميكند
.
روابط 
اول از همه، يك مرد يك رابطه را يك رابطه بحساب نمي آورد. وقتي رابطه اي تمام ميشود، زن شروع به گريه نموده و سفره دلش را براي دوستان دخترش ميگشايد و نيز شعري با عنوان "همه مردها نادانند" مي سرايد. سپس به ادامه زندگيش ميپردازد. مرد هنگام جدايي اندكي مشكلاتش بيشتر است. 6 ماه پس از جدايي ساعت 3 نيمه شب يك پنجشنبه، تلفن ميزند و ميگويد: "فقط ميخواستم بدوني كه زندگيمو از بين بردي، هيچوت نمي بخشمت، ازت متنفرم، تو يه ديوانه اي، ولي ميخوام بدوني باز هم يه فرصتي برامون باقي مونده." نام اين كار تماس تلفني "ازت متنفرم/عاشقتم" است كه 99 درصد مردان حداقل يك بار آنرا انجام ميدهند. برخي كلاسهاي مشاوره اي مخصوص مردان براي رها شدن از اين نياز تشكيل ميشود كه معمولا تاثيري در بر ندارند .
بلوغ 
زنان بسيار سريعتر از مردان بالغ ميشوند. اغلب دختران 17 ساله ميتوانند مانند يك انسان بالغ رفتار كنند. اغلب پسران 17 ساله هنوز در عالم كودكانه بسر برده و رفتارهاي ناپخته دارند. به همين دليل است كه اكثر دوستي هاي دوران دبيرستان به ندرت سرانجام پيدا ميكنند .
فيلم كمدي 
فرض كنيد چند زن و مرد در اتاقي نشته اند و ناگهان سريال نقطه چين شروع مي شود. مردها فورا هيجان زده شده و شروع به خنده و همهمه ميكنند، و حتي ممكن است اداي بامشاد را نيز درآورند. زنان چشمانشان را برگردانده و با گله و شكايت منتظر تمام شدنش ميشوند .

دست خط 
مردها زياد به دكوراسيون دست خطشان اهميت نميدهند. آنها از روش "خرچنگ غورباقه" استفاده ميكنند. زنان از قلم هاي خوشبو و رنگارنگ استفاده كرده و به "ي" ها و "ن" ها قوس زيبايي ميدهند. خواندن متني كه توسط يك زن نوشته شده، رنجي شاهانه است. حتي وقتي مي خواهد تركتان كند، در انتهاي يادداشت يك شكلك در انتها آن ميكشد
.
حمام
يك مرد حداكثر 6 قلم جنس در حمام خود داد - مسواك، خمير دندان، خمير اصلاح، خود تراش، يك قالب صابون و يك حوله. در حمام متعلق به يك زن معمولي بطور متوسط 437 قلم جنس وجود دارد. يك مرد قادر نخواهد بود اغلب اين اقلام را شناسايي كند .
خواروبار 
يك زن ليستي از جنسهاي مورد نيازش را تهيه نموده و براي خريدن آنها به فروشگاه ميرود. يك مرد آنقدر صبر ميكند تا محتويات يخچال ته بكشد و سيب زميني ها جوانه بزنند. آنگاه بسراغ خريد ميرود. او هر چيزي را كه خوب بنظر برسر مي خرد
. بيرون رفتن 
وقتي مردي ميگويد كه براي بيرون رفتن حاضر است، يعني براي بيرون رفتن حاضر است. وقتي زني ميگويد كه براي بيرون رفتن حاضر است، يعني 4 ساعت بعد وقتي آرايشش تمام شد، آماده خواهد بود .
گربه :
زنان عاشق گربه هستند. مردان ميگويند گربه ها را دوست دارند، اما در نبود زنان با لگد آنها را به بيرون پرتاب ميكنند .
آينه 
مردها خودبين و مغرور هستند، آنها خودشان را در آينه چك ميكنند. زنان بامزه اند، آنها تصوير خود را در هر سطح صيقلي بازديد ميكنند -- آينه، قاشق، پنجره هاي فروشگاه، برشته كننده ها، سر طاس آقاي زلفيان ...
تلفن 
مردان تلفن را به عنوان يك وسيله ارتباطي براي ارسال پيامهاي كوتاه و ضروري به ديگران در نظر ميگيرند. يك زن و دوستش مي توانند به مدت دو هفته با هم باشند و بعد از جدا شدن و رسيدن به خانه، تلفن را برداشته و به مدت سه ساعت ديگر با هم شروع به صحبت كنند
.
آدرس يابي :
وقتي يك زن در حال رانندگي احساس ميكند كه راه را گم كرده، كنار يك فروشگاه توقف كرده و از كسي كه وارد است آدرس صحيح را ميپرسد. مردان اين را به نشانه ضعف ميدانند. آنها هرگز براي پرسيدن آدرس نمي ايستند و به مدت دو ساعت به دور خودشان ميچرخند و چيزهايي شبيه اين ميگويند: "فكر كنم يه راه بهتر پيدا كردم،" و "ميدونم كه بايد همين نزديكي باشه، اون مغازه طلا فروشي رو ميشناسم
."
پذيرش اشتباه :
زنان بعضي اوقات قبول ميكنند كه اشتباه كردند. آخرين مردي كه اشتباهش را پذيرفته 25 قرن پيش از دنيا رفته است
.
فرزند :
يك زن همه چيز را در مورد فرزندش مي داند: قرارهاي دكتر، مسابقات فوتبال، دوستان نزديك و صميمي، قرارهاي رمانتيك، غذاهاي مورد علاقه، اسرار، آرزوها و روياها. يك مرد بطور سربسته و مبهم فقط ميداند برخي افراد كم سن و سال هم در خانه زندگي ميكنند .

لباس شيك پوشيدن
يك زن براي رفتن به خريد، آب دادن به گلهاي باغچه، بيرون گذاشتن سطل زباله و گرفتن بسته پستي لباس شيك مي پوشد. يك مرد فقط هنگام رفتن به عروسي و يا مراسم ترحيم لباس رسمي برتن ميكند .
شستن لباسها 
زنان هر چند روز يك بار لباسهايشان را ميشويند. مردها تك تك لباس هاي موجود در كمد، حتي روپوش و اونيفرم جراحي هشت سال پيش خود را مي پوشند و هنگاميكه لباس تميزي باقي نماند، يك لباس كثيف بر تن نموده و كوه ايجاد شده از لباسهاي چرك خود را با آژانس به خشك شويي منتقل ميكنند
.
عروسی:
هنگام ياد كردن از عروسي ها، زنان در مورد "مراسم جشن" صحبت ميكنند، مردان درباره "ميهماني هاي دوران مجردي
."
اسباب بازي
دختران كوچك عاشق عروسك بازي هستند و وقتي به سن 11 يا 12 سالگي ميرسند علاقه شان را از دست ميدهند. مردان هيچگاه از فكر اسباب بازي رها نميشوند. با بالا رفتن سن آنها اسباب بازي هايشان نيز گران قيمت تر و پيچيده تر ميشوند. نمونه هاي از اسباب بازيهاي مردان: تلويزيون هاي مينياتوري و كوچك، تلفنهاي اتومبيل، مخلوط كن و آب ميوه گيري، اكولايزرهاي گرافيكي، آدم آهني هاي كنترلي، گيمهاي ويدئويي، هر چيزي كه روشن و خاموش شده، سر و صدا كند و حداقل براي كار كردن به شش باتري نياز داشته باشد
.
گل و گياه
يك زن از شوهرش ميخواهد وقتي مسافرت است به گل ها آب دهد. مرد به گلها آب ميدهد. زن پنج روز بعد به خانه اي پر از گلها و گياهان پژمرده برميگردد. كسي نميداند چرا اين اتفاق افتاده است .
سبيل 
بعضي از مردان مانند هركول پوآرو با سيبيل خوش تيپ ميشوند. هيچ زني وجود ندارد كه با سبيل زيبا بنظر برسد .
اسامي مستعار 
اگر سارا، نازنين، عسل و رويا با هم بيرون بروند، همديگر را سارا، نازنين، عسل و رويا صدا خواهند زند. اگر بابك، سامان، آرش و مهرداد با هم بيرون بروند، همديگر را گودزيلا، بادام زميني، تانكر و لاك پشت صدا خواهند زد
.
پرداخت صورتحساب ميز 
وقتي صورتحساب را مي آورند، با اينكه كلا 15هزار تومان شده، بابك، سامان، آرش و مهرداد هر كدام 10 هزار تومان روي ميز ميگذارند. وقتي دختران صورتحساب را دريافت ميكنند، ماشين حسابهاي جيبي خود را بيرون مي آورند
.
پول 
يك مرد 2000 هزار تومان براي يك جنس 1000 توماني مورد نيازش مي پردازد. يك زن 1000 تومان براي يك جنس 2000 توماني كه نيازي به آن ندارد مي پردازد .
بگو مگوها 
حرف آخر را در جر و بحث ها زنان ميزنند. هر چيزي كه يك مرد بعد از آن بگويد، شروع يك بگو مگوي ديگر خواهد بود


سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386 ساعت 12:21| نویسنده : مهدی نجفی |
 
خانم جوانی در سالن فرودگاه  در انتظار پرواز بود و باید کمی وقت می گذراند.
 تصمیم گرفت کتابی بخرد و سرخودش را گرم کند.
همراه کتاب، یک بسته بیسکوئیت هم خرید.
 
روی مبلی در سالن انتظار پرواز نشست و کتابش را بازکرد و با آرامش مشغول خواندن شد.
 
تا خانم اولین بیسکوئیت رااز بسته در آورد، آن آقا هم یکی برداشت.
 
خانم یکّـه خورد، اما بروی خودش نیاورد و در دلش گفت:
 
”چه پُـررو! اگه حوصله داشتم حالشو جا می آوردم.“
 
با هر بیسکوئیت دیگری هم که خانم برداشت، آن آقا هم یکی برداشت.
 
اعصاب خانم داشت حسابی خراب می شد، اما دلش نمی خواست جنجالی راه بیفتد.
 
وقتی فقط تنها یک بیسکوئیتِ دیگر تهِ بسته باقی مانده بود، خانم فکر کرد که :
 
 ”خوب حالا دیگه این مردکه چیکار می تونه بکنه؟“
 
امّا، آن آقا آخرین بیسکوئیت را برداشت، دو نیم کرد و یک نیمه را به خانم داد.
 
 
خانم حالا دیگر حسابی عصبانی شده بود:
” اَه، این یارو دیگه شورشو درآورده! “
با یک خیز از جا بلند شد، چنگ زد و کتاب و وسایلش را
برداشت و خشمگین وارد صف ورود به هواپیما شد
 
امّـا وقتی بالاخره روی صندلی هواپیما نشست و دست کرد تا عینکش را از داخل کیفش دربیاورد . . .با تعجب دید که بسته بیسکوئیتش سالم و دست نخورده آنجاست.
پشتش تیر کشید و عرق بر پیشانی اش نشست  اشتباه کرده بود   بیسکویت روی مبل مال او نبود
 آن آقا بیسکوئیت هایش را، بدون این که عصبانی شود و یا بدخـُـلقی کند، با او تقسیم کرده
  بود...
یکشنبه بیستم خرداد 1386 ساعت 12:38| نویسنده : مهدی نجفی |
وقتی به کسی می خواهیم بگوییم که خوش تراش است از لغت well cut استفاده می کنیم

او لاغر است خوش تراش است She is thin and well cut 

جمعه یازدهم خرداد 1386 ساعت 14:57| نویسنده : مهدی نجفی |
در جایی ما می خواهیم بگوییم ک آیا به عواقب وخیم ان فکر کرده اید

Have you ever thought about its grave aftermath

در اینجا لغت grave aftermath معنی عواقب وخیم را می دهد.

جمعه یازدهم خرداد 1386 ساعت 14:50| نویسنده : مهدی نجفی |

Tomorrow is yet to come

معنی جمله مربوطه این است که "لی لی شب دراز"  باش تا صبح دولتت بدمد" صبر کن پس حالا میبینیم" که جمله آخر با کمی غضب بیان می گردد.

پنجشنبه دهم خرداد 1386 ساعت 23:42| نویسنده : مهدی نجفی |
زمان

ART IS LONG    TIME IS FLEETING

پنجشنبه دهم خرداد 1386 ساعت 15:6| نویسنده : مهدی نجفی |

As a woman that you tend to judge your worth by The Numbers

The numbers in your bank account,

The numbers of designer lables in your closet,

The numbers on your scale,

The numbers of children you have given birth to,

The rings on your fingers,

,The rungs on the ladder you have climbed

but your value is not in those numbers at all

consider these the numbers instead...

The numbers of times you smiled today,

The numbers of hugs you shared,

The numbers of compliments you gave,

The numbers of people you encouraged with a word or touch,

The numbers of genuine laughs you heard,

The numbers girlfriends you can really count on,

If your choose to use numbers to determine your worth,

MAKE SURE THEY ARE THE NUMBERS THAT REALLY COUNT 

چهارشنبه دوم خرداد 1386 ساعت 15:43| نویسنده : مهدی نجفی |
درباره وبلاگ
طراح قالب

آمار وبلاگ
کاربران آنلاین :
بازديدها :


دانلود RssReader

آمار بازديد : نفر
افراد آنلاين :  نفر


IRTheme.Blogfa.Com

Add Me to Your Yahoo! ID Powered By
BLOGFA.COM

بهترین کدها و بهترین دانلودها در مینوس